جزوه تلخيص و تدوين حدود و احکام کتاب اقدس

د - احکام و حدود و خطابات نصحيّه
۱_ صلات
۲_ صوم
۳_ احکام احوال شخصيّه:
۱_۳ ازدواج
۲_۳ طلاق
۳_۳ ارث
٤_ أحكام وأوامر، ووصايا شتّى.
۱_ صلات    
۱_۱ مقام عظيم صلات در امر بهائی. ٧٧
۲_۱ قبله:
۱_۲_۱ حضرت اعلی "من يظهره الله" را قبله قرار داده‌اند.
۲_۲_۱ حضرت بهاءاللّه قرار حضرت اعلی را تأييد فرموده‌اند.
۳_۲_۱ حضرت بهاءاللّه مقرّر فرموده‌اند که قبله اهل بهاء بعد از صعود مقرّ استقرار عرش مبارک باشد.
٤_۲_۱ وجوب توجّه به قبله حين اداء صلات.
۳_۱ وجوب صلات بر رجال و نساء پس از بلوغ به سنّ پانزده سالگی.
٤_۱ کسانی که از اداء صلات معافند:
۱_٤_۱ بيماران.
۲_٤_۱ نفوسی که سنّشان از هفتاد متجاوز است.
۳_٤_۱ نسوان در حين عادت ماهيانه به شرط آنکه وضو گرفته و آيه مخصوصی را که نازل گشته ٩٥ مرتبه در روز تکرار نمايند.
٥_۱ صلات بايد به صورت فردی ادا گردد.
٦_۱ انتخاب يکی از سه صلات مجاز است. ٧۸
٧_۱ مقصد از (صبح) و (حين زوال) و (اصيل) مربوط به تعيين اوقات نمازهای روزانه از اين قرار است :
صبح : از طلوع آفتاب تا ظهر
زوال : از ظهر تا غروب
اصيل : از غروب تا دو ساعت از شب گذشته
۸_۱ اداء صلات اولی (صلات کبير) يک بار در ٢٤ساعت کافی است.
٩_۱ اداء صلات صغير در حال قيام اولی و احب است.
۱٠_۱ وضو:
۱_۱٠_۱ قبل از صلات بايد وضو گرفته شود.
۲_۱٠_۱ برای هر صلات تجديد وضو لازم است.
۳_۱٠_۱ اگر حين ظهر دو نماز خوانده شود يک وضو برای هر دو کافی است.
٤_۱٠_۱ هر‌گاه آب فراهم نباشد يا استعمال آب برای دست يا صورت مضرّ باشد آيه مخصوصی نازل شده که بايد پنج مرتبه تکرار گردد.
٥_۱٠_۱ در صورت برودت شديد هوا استفاده از آب گرم توصيه شده است. ٧٩
٦_۱٠_۱ هر‌گاه برای امر ديگری وضو گرفته شده باشد تجديد آن قبل از اداء نماز لازم نه.
٧_۱٠_۱ وضو ضرورت دارد حتّی اگر قبلاً استحمام شده باشد.
۱۱_۱ تعيين اوقات صلات:
۱_۱۱_۱ برای تعيين وقت اتّکال به ساعت جايز است.
۲_۱۱_۱ در اقاليم واقعه در مناطق بعيده نيم کره شمالی يا جنوبی که طول مدّت روز و شب تفاوت بسيار دارد بدون توجّه به طلوع و غروب آفتاب بايد به ساعات و مشاخص اتّکال شود.
۱۲_۱ در موارد نا‌امنی خواه در سفر يا حضر در ازاء هر صلاتی که فوت شود بايد يک بار سجده کرد و آيه مخصوصی را تلاوت نمود و بعد از اتمام سجود آيه مخصوص ديگری را هيجده مرتبه تکرار کرد.
۱۳_۱ نماز جماعت جز در مورد صلات ميّت نهی شده است.
۱٤_۱ تلاوت صلات ميّت بطور کامل واجب است جز در ٨٠ مواردی که از حاضرين کسی قادر بر قرائت نباشد . در اين صورت بايد تکبيرات و اذکار شش گانه مخصوص صلات ميّت تکرار شود.
۱٥_۱ صلات نه رکعتی که در کتاب اقدس به آن اشاره شده با نزول سه صلات کبير و وسطی و صغير منسوخ گرديده است.
۱٦_۱ صلات آيات منسوخ گشته و به جای آن آيه‌ای مخصوص نازل که تلاوتش واجب نيست.
۱٧_۱ مو و سمور و استخوان و امثال آن مُبطل صلات نيست.
۲_ صوم    
۱_۲ مقام عظيم صوم در امر بهائی.
۲_۲ ماه صيام با خاتمه ايّام هاء شروع و به عيد نوروز ختم مى‌شود.
۳_۲ امساک از اکل و شرب از طلوع تا غروب آفتاب واجب است.
٤_۲ صوم بر رجال و نساء بعد از رسيدن به سنّ بلوغ يعنی پانزده سالگی واجب است. ٨۱
٥_۲ کسانی که از صوم معافند:
۱_٥_۲ مسافرين:
۱_۱_٥_۲ مشروط بر اينکه سفر بيش از ٩ ساعت به طول انجامد.
۲_۱_٥_۲ کسانی که پياده سفر می‌کنند به شرط اينکه بيش از دو ساعت طىّ طريق کنند.
۳_۱_٥_۲ کسانی که در محلی کمتر از ١٩ روز اقامت کنند.
٤_۱_٥_۲ کسانی که به قصد اقامت نوزده روز يا بيشتر در محلّی وارد شوند فقط برای سه روز اول بعد از ورود از روزه گرفتن معافند.
٥_۱_٥_۲ کسانی که در ايّام صيام به خانه خود مراجعت می‌کنند از روز ورود بايد صائم گردند.
۲_٥_۲ بيماران.
۳_٥_۲ نفوسی که سنّشان متجاوز از هفتاد سال است. ٨۲
٤_٥_۲ زنان باردار.
٥_٥_۲ زنان مرضع.
٦_٥_۲ زنان در موقع عادت ماهيانه مشروط بر اينکه وضو گرفته آيه مخصوصه را ٩٥ مرتبه در روز تلاوت نمايند.
٧_٥_۲ شاغلين به مشاغل شاقّه "ولکن در آن ايام قناعت و ستر لاجل احترام حکم اللّه و مقام صوم اولی و احبّ".
٦_۲ صوم جهت نذر و عهد در غير شهرالعلاء جائز است "ولکن حق جلّ جلاله دوست داشته که عهد و نذر در اموری که منفعت آن به عباد اللّه می‌رسد واقع شود".
۳_ احکام احوال شخصيّه    
۱_۳ ازدواج:
۱_۱_۳ نکاح از مندوبات است يعنی قويّاً توصيه شده ولی از واجبات نيست.
۲_۱_۳ تعدّد زوجات نهی شده است.
۳_۱_۳ شرط جواز ازدواج آن است که طرفين به ٨۳ سنّ بلوغ شرعی يعنی پانزده سالگی رسيده باشند.
٤_۱_۳ ازدواج مشروط به رضايت طرفين و ابوين ايشان است خواه زوجه با کره باشد يا نباشد.
٥_۱_۳ قرائت آيه مخصوصه که مشعر بر رضايت به اراده الهی است بر هر دو فرض است.
٦_۱_۳ ازدواج با نا مادری و نا پدری حرام است.
٧_۱_۳ کلّيه مسائل مربوط به ازدواج با اقارب به بيت العدل راجع است.
۸_۱_۳ ازدواج با غير بهائی جايز است.
٩_۱_۳ نامزدی:
۱_٩_۱_۳ دوران نامزدی نبايد از ٩٥ روز تجاوز کند.
۲_٩_۱_۳ نامزد شدن با دختری که به سنّ بلوغ نرسيده باشد جايز نيست.
۱٠_۱_۳ مهريّه:
۱_۱٠_۱_۳ تحقّق ازدواج معلّق به اداء مهر است. ٨٤
۲_۱٠_۱_۳ ميزان مهر ١٩ مثقال طلای خالص برای اهل مدن و ١٩ مثقال نقره برای اهل قری است بر حسب محلّ سکونت دائمی زوج نه زوجه.
۳_۱٠_۱_۳ تجاوز از ٩٥ مثقال حرام است.
٤_۱٠_۱_۳ احسن و اولی آنکه زوج در پرداخت مهر به ١٩ مثقال نقره قناعت نمايد.
٥_۱٠_۱_۳ اگر پرداخت مهر کلّا ممکن نباشد صدور قبض مجلس جايز است.
۱۱_۱_۳ بعد از قرائت آيتين و اعطاء مهريّه اگر يکی از طرفين قبل از زفاف نسبت به ديگری کُره حاصل نمود دوران تربّص قبل از طلاق لازم نيست و اخذ مهريّه نيز از زوجه جايز نه.
۱۲_۱_۳ زوج بايد هنگام سفر ميقاتی برای مراجعت تعيين نمايد و اگر به عذر موجّهی از مراجعت در موعد مقرّر ممنوع شد بايد زوجه خود را مطّلع سازد و کمال جهد مبذول دارد که مراجعت کند و اگر زوج هيچ ٨٥ يک از اين دو شرط را اجرا نکرد زوجه بايد نه (٩) ماه صبر کند و بعد می‌تواند با ديگری ازدواج نمايد ولکن صبر و انتظار اولی است. هرگاه خبر موت يا قتل زوج به زوجه رسد و اين مطلب به شيوع يا اظهار عدلين ثابت شود ازدواج مجدّد زوجه پس از انقضاء نه (٩) ماه جايز است.
۱۳_۱_۳ اگر زوج با وقوف به حکم کتاب اقدس بسفر رود بدون آنکه زوجه را از ميقات مراجعت مطّلع کند زوجه مى‌تواند بعد از يک سال انتظار ازدواج نمايد. امّا اگر زوج از حکم الهی آگاه نباشد زوجه بايد صبر کند تا خبری از زوج برسد.
۱٤_۱_۳ اگر بعد از اداء مهر بر زوج معلوم شود که زوجه باکره نيست زوج ميتواند اعاده مهريّه و مصارف را مطالبه نمايد.
۱٥_۱_۳ اگر ازدواج مشروط به بکارت زوجه شده و فساد شرط مشاهده شود فساد شرط سبب فساد مشروط است. در اين صورت اعاده ٨٦ مهريّه و مطالبه مخارج و ابطال ازدواج جايز است ولکن اگر "در اين مقام ستر و عفو شامل شود عند اللّه سبب اجر عظيم است".
۲_۳ طلاق:    
۱_۲_۳ امر طلاق مؤکّداً مکروه و مبغوض است.
۲_۲_۳ در صورت بروز کُره و کدورت از يکی از زوجين وقوع طلاق جايز امّا موکول به يک سال تمام تربّص است و شروع و اختتام سنه تربّص بايد به گواهی دو نفر شاهد يا بيشتر برسد و امر طلاق را بايد حاکم شرعی بلد که از جانب امنای بيت عدل مأمور است در دفتر ثبت نمايد". "اقتران مرء با مرئه در ايّام اصطبار حرام است و اگر کسی مرتکب شود بايد استغفار کند و ١٩ مثقال ذهب به بيت العدل جزای عمل برساند".
۳_۲_۳ بعد از وقوع طلاق ادامه دوره تربّص ضرورت ندارد.
٤_۲_۳ اگر قرار شود زوجه به علّت فعل منکر مطلّقه شود نفقه در ايّام تربّص به او تعلّق نمی‌گيرد. ٨٧
٥_۲_۳ ازدواج مجدّد زوج با زوجه مطلّقه جايز مشروط بر اينکه زوجه مزبور با ديگری ازدواج نکرده باشد و الّا بايد ابتدا از شوهر دوم طلاق بگيرد تا بتواند با شوهر اول ازدواج کند.
٦_۲_۳ "اگر در ايّام اصطبار الفت به ميان آيد حکم زواج ثابت". اگر بعد از آشتی مجدّداً کُره حاصل و تقاضای طلاق شود تجديد سنه تربّص لازم است.
٧_۲_۳ اگر در حين سفر ما بين زوج و زوجه اختلاف حاصل شود زوج بايد زوجه را به مقرّ خود برساند يا به دست امينی بسپارد که او را به مقرّ خود برساند و شوهر بايد مخارج سفر و نفقه يک سال تمام زن را بپردازد.
۸_۲_۳ اگر زوج قصد جلای وطن کند و زوجه راضی به همراهی نباشد و اصرار در طلاق ورزد سال اصطبار از يوم مفارقت شروع خواهد شد چه در حين تدارک سفر باشد يا موقع عزيمت. ٨٨
٩_۲_۳ حکم اسلام در مورد کيفيّت ازدواج مجدّد زوج با زوجه مطلّقه نهی شده است.
۳_۳ ارث    
۱_۳_۳ طبقاتی که ارث می‌برند:
اولاد ١٠٨٠ سهم از ٢٥٢٠ سهم.
زوج يا زوجه ٣٩٠ سهم از ٢٥٢٠ سهم.
پدر ٣٣٠ سهم از ٢٥٢٠ سهم.
مادر ٢٧٠ سهم از ٢٥٢٠ سهم.
برادر ٢١٠ سهم از ٢٥٢٠ سهم.
خواهر ١٥٠ سهم از ٢٥٢٠ سهم.
معلّم ٩٠ سهم از ٢٥٢٠ سهم.
۲_۳_۳ حضرت بهاءاللّه سهم اولاد را که حضرت اعلی تعيين فرموده بودند مضاعف و در عوض به طور مساوی از سهام ساير طبقات ورّاث کسر فرموده‌اند.
۳_۳_۳ سهم اولاد در شرايط خاص:
   ۱_۳_۳_۳ اگر متوفّی ذرّيه نداشته باشد سهم اولاد به بيت العدل راجع است تا ٨٩ جهت ايتام و ارامل و امور خيريّه صرف شود.
   ۲_۳_۳_۳ در صورتى که پسر شخص متوفّی وفات يافته و از او ذرّيه‌ای باقی باشد، ذريّه مذکور سهم پدرشان را به ارث می‌برند ولی اگر دختر متوفّی درگذشته و از او ذرّيه‌ای باقی مانده باشد سهم مادرشان بايد طبق حکم کتاب اقدس به هفت طبقه مصرّح در کتاب تقسيم شود. 
٤_۳_۳ اگر از متوفّی ذريّه موجود ولی ساير طبقات ورّاث کلّاً يا بعضاً موجود نباشد دو ثلث سهم طبقات مفقوده به ذريّه و ثلث آن به بيت العدل راجع است.
٥_۳_۳ اگر از طبقات مصرّحه در کتاب کسی باقی نباشد دو ثلث از ارثيّه به اولاد برادر و خواهر متوفّی و در صورت فقدان آنها سهم مذکور به عمّه و خاله و دائی و عمو راجع است و اگر آنها در قيد حيات نباشند به ٩٠ فرزندان آنان می‌رسد و در هر حال ثلث باقى‌مانده به بيت العدل راجع است.
٦_۳_۳ اگر هيج يک از ورّاث فوق الذّکر موجود نباشند تمام ما ترک به بيت العدل راجع می‌گردد.
٧_۳_۳ دار مسکونه و البسه مخصوصه پدر فوت شده به ذرّيه ذکور راجع مى‌شود نه بذرّيه اناث . اگر بيوت مسکونه متعدّد باشد اعلی و اشرف آن به ذرّيه ذکور تعلّق می‌يابد و ساير بيوت و ماترک شخص متوفّی بين ورّاث تقسيم می‌شود. اگر ذرّيه ذکور نداشته باشد دو ثلث دار مسکونه و البسه مخصوصه‌اش به ذرّيه اناث و يک ثلث به بيت العدل راجع می‌گردد. در مورد ما ترک مادر، البسه مستعمله وی بايد بالسّويّه بين دخترانش تقسيم شود و اگر دختری از وی باقی نمانده باشد البسه غير مستعمله و جواهرات و املاک مشارٌ اليها بايد بين ورّاث او تقسيم گردد، همچنين البسه مستعمله. ٩۱
۸_۳_۳ اگر اولاد شخص متوفّی صغير باشد سهمشان بايد برای تجارت و اقتراف به شخص امينی و يا شرکتی سپرده شود تا اولاد مزبور به سنّ بلوغ برسند. سهمی از منافع حاصله بايد به شخص امين يا امناء مذکور تخصيص داده شود.
٩_۳_۳ ما ترک متوفّی نبايد بين ورّاث تقسيم شود مگر بعد از اداء حقوق اللّه و تأديه ديون متوفّی و مصارف تشييع و تدفين ميّت به عزّت و احترام.
۱٠_۳_۳ در صورتی که برادر متوفّی برادر ابی باشد سهم کامل مذکور در کتاب به او تعلّق می‌گيرد، امّا اگر از پدر جدا باشد فقط دو ثلث سهم مذکور به او تعلّق می‌گيرد و ثلث بقيّه به بيت العدل راجع است. اين حکم درباره خواهر متوفّی نيز جاری است.
۱۱_۳_۳ در مواردی که برادران و خواهران ابی و امّی حيات داشته باشند برادران و خواهران امّی سهمی از ارثيّه نمی‌برند. ٩۲
۱۲_۳_۳ معلّم غير بهائی ارث نمی‌برد و اگر معلّم متعدّد باشد سهم معلّم بالسّويّه ميانشان قسمت می‌شود.
۱۳_۳_۳ ورثه غير بهائی از ارث سهم نمی‌برند.
۱٤_۳_۳ هر آنچه زوج به نام زوجه‌اش خريده باشد بايد جزء ما يملک زوج محسوب و بين ورّاث قسمت شود مگر البسه مستعمله و جواهرات و غير آن که به اثبات معلوم شده باشد که زوج به زوجه بخشيده است.
۱٥_۳_۳ هر شخصی مختار است هر نوع می‌خواهد وصيّت نامه نوشته مايملک خود را تقسيم کند، مشروط بر آنکه قراری برای اداء حقوق اللّه و پرداخت ديون خود داده باشد.
٤_ ساير احکام و حدود و خطابات نصحيّه    
۱_٤ احکام و حدود متفرقه:
۱_۱_٤ حجّ
۲_۱_٤ حقوق اللّه ٩۳
۳_۱_٤ اوقاف
٤_۱_٤ مشرق الاذکار
٥_۱_٤ امتداد دور بهائی
٦_۱_٤ اعياد بهائی
٧_۱_٤ ضيافت نوزده روزه
۸_۱_٤ سال بهائی
٩_۱_٤ ايّام زائده بر شهور (ايّام هاء)
۱٠_۱_٤ سنّ بلوغ
۱۱_۱_٤ دفن اموات
۱۲_۱_٤ اشتغال به صنعت و اقتراف که از واجبات است و نفس عبادت محسوب
۱۳_۱_٤ اطاعت از حکومت
۱٤_۱_٤ تعليم و تربيت اطفال
۱٥_۱_٤ نوشتن وصيّت نامه
۱٦_۱_٤ زکات
۱٧_۱_٤ ذکر اسم اعظم ٩٥ مرتبه در روز
۱۸_۱_٤ شکار حيوانات
۱٩_۱_٤ استخدام دوشيزگان
۲٠_۱_٤ پيدا کردن مال گم شده ٩٤
۲۱_۱_٤ حکم دفينه
۲۲_۱_٤ تبديل و تعويض امانات
۲۳_۱_٤ قتل غير عمد
۲٤_۱_٤ تعريف شاهد عادل
۲٥_۱_٤ مناهی:
۱_۲٥_۱_٤ تأويل کلمات الهی
۲_۲٥_۱_٤ خريد و فروش برده
۳_۲٥_۱_٤ حمل رياضات
٤_۲٥_۱_٤ رهبانيّت
٥_۲٥_۱_٤ تکدّی
٦_۲٥_۱_٤ حرفه پيشوائی مذهبی
٧_۲٥_۱_٤ ارتقاء بر منابر
۸_۲٥_۱_٤ دست بوسی
٩_۲٥_۱_٤ اقرار به معاصی نزد خلق
۱٠_۲٥_۱_٤ تعدّد زوجات
۱۱_۲٥_۱_٤ شرب مسکرات
۱۲_۲٥_۱_٤ شرب افيون
۱۳_۲٥_۱_٤ قمار
۱٤_۲٥_۱_٤ حرق عمدی ٩٥
۱٥_۲٥_۱_٤ زنا
۱٦_۲٥_۱_٤ قتل عمدی
۱٧_۲٥_۱_٤ سرقت
۱۸_۲٥_۱_٤ روابط جنسی بين دو نفر هم جنس
۱٩_۲٥_۱_٤ صلات جماعت مگر برای ميّت
۲٠_۲٥_۱_٤ ظلم به حيوانات
۲۱_۲٥_۱_٤ بطالت و کسالت
۲۲_۲٥_۱_٤ غيبت
۲۳_۲٥_۱_٤ تهمت و افتراء
۲٤_۲٥_۱_٤ حمل سلاح جز در مواقع ضرورت
۲٥_۲٥_۱_٤ دخول در خزينه حمّامهای ايرانی
۲٦_۲٥_۱_٤ دخول در بيت ديگری بدون اذن صاحب خانه
۲٧_۲٥_۱_٤ ضرب و جرح
۲۸_۲٥_۱_٤ نزاع و جدال
۲٩_۲٥_۱_٤ ذکر گفتن در کوچه و بازار
۳٠_۲٥_۱_٤ فرو بردن دست در ظرف غذا
۳۱_۲٥_۱_٤ تراشيدن موی سر
۳۲_۲٥_۱_٤ تجاوز موی سر از حدّ بناگوش ٩٦
۲_٤ نسخ احکام و حدودی که در شرايع قبل وارد گشته:    
۱_۲_٤ محو کتب
۲_۲_٤ حرمت پوشيدن حرير
۳_۲_٤ حرمت استعمال ظروف طلا و نقره
٤_۲_٤ محدوديّت سفر
٥_۲_٤ تقديم هدايای لا عدل له به شارع امر الهی
٦_۲_٤ حرمت سؤال از شارع امر الهى
٧_۲_٤ حرمت ازدواج مجدّد با زوجه مطلّقه قبلی
۸_۲_٤ جريمه ايراد حزن بر نفوس
٩_۲_٤ حرمت موسيقی
۱٠_۲_٤ محدود ساختن آزادی نفوس در طرز لباس پوشيدن و لحيه گذاشتن
۱۱_۲_٤ عدم طهارت اشياء و ملل مختلفه
۱۲_۲_٤ عدم طهارت ماء نطفه
۱۳_۲_٤ عدم طهارت اشياء معيّنه برای سجود بر آنها
۳_٤ خطابات نصحيّه متفرقه:    
۱_۳_٤ معاشرت با پيروان جميع اديان با روح و ريحان
۲_۳_٤ احترام والدين ٩٧
۳_۳_٤ انسان بايد آنچه را بر خود روا نمی‌دارد بر ديگران نپسندد
٤_۳_٤ تبليغ و ترويج امراللّه بعد از صعود جمال اقدس ابهی
٥_۳_٤ نصرت قائمين بر خدمت امر
٦_۳_٤ عدم انحراف از نصوص و منع متابعت از نفوسی که به غير ما انزله اللّه تکلّم می‌نمايند
٧_۳_٤ رجوع به نصوص مبارکه در صورت بروز اختلاف
۸_۳_٤ غور و تعمّق در آيات و تعاليم الهی
٩_۳_٤ عدم تمسّک به ظنون و اوهام
۱٠_۳_٤ تلاوت آيات الهی در هر صبح و شام
۱۱_۳_٤ تلاوت آيات با لحن خوش
۱۲_۳_٤ تعليم اولاد به تلاوت آيات به الحان خوش در مشرق الاذکار
۱۳_۳_٤ تحصيل علوم و فنون نافعه به عالم انسانی
۱٤_۳_٤ مشورت در امور
۱٥_۳_٤ اجتناب از رأفت و مساهله در اجرای اوامر الهی ٩۸
۱٦_۳_٤ استغفار از معاصی به ساحت قدس الهی
۱٧_۳_٤ احراز فضيلت در اثر قيام به اعمال حسنه:
۱_۱٧_۳_٤ صداقت
۲_۱٧_۳_٤ امانت
۳_۱٧_۳_٤ وفا
٤_۱٧_۳_٤ تقوی و خشيت اللّه
٥_۱٧_۳_٤ عدل و انصاف
٦_۱٧_۳_٤ حکمت
٧_۱٧_۳_٤ ادب
۸_۱٧_۳_٤ مهمان نوازی
٩_۱٧_۳_٤ استقامت
۱٠_۱٧_۳_٤ انقطاع
۱۱_۱٧_۳_٤ تسليم و رضا به اراده الهی
۱۲_۱٧_۳_٤ احتراز از فتنه و فساد
۱۳_۱٧_۳_٤ اجتناب از ريا
۱٤_۱٧_۳_٤ احتراز از کبر و غرور
۱٥_۱٧_۳_٤ احتراز از حميّت جاهليّه
۱٦_۱٧_۳_٤ احتراز از افتخار بر ديگران
۱٧_۱٧_۳_٤ اجتناب از مجادله در قول ٩٩
۱۸_۱٧_۳_٤ احتراز از هوای نفس
۱٩_۱٧_۳_٤ شکيبائی در مصائب و بلايا
۲٠_۱٧_۳_٤ عدم تعرّض به اوليای امور
۲۱_۱٧_۳_٤ اجتناب از غيظ
۲۲_۱٧_۳_٤ مقابله به رفق
۱۸_۳_٤ اجتناب از تفرقه و تمسّک تامّ به اتّحاد
۱٩_۳_٤ مراجعه به طبيب حاذق هنگام بيماری
۲٠_۳_٤ اجابت دعوت به ولائم
۲۱_۳_٤ مودّت به ذوی القربای شارع امر
۲۲_۳_٤ تحصيل السنه مختلفه برای تبليغ امراللّه
۲۳_۳_٤ تعمير ديار و بلاد در سبيل اعزاز امراللّه
۲٤_۳_٤ مرمّت و حفاظت مقامات متبرّکه منسوب به دو شارع مقدّس امراللّه
۲٥_۳_٤ تمسّک به لطافت و پاکيزگی:
۱_۲٥_۳_٤ شستن پا
۲_۲٥_۳_٤ استعمال عطريّات
۳_۲٥_۳_٤ استحمام در ماء بکر
٤_۲٥_۳_٤ تقليم اظفار (چيدن ناخن)
٥_۲٥_۳_٤ شستن اشياء ملوّث در آب پاک ١٠٠
٦_۲٥_۳_٤ پاکيزگی لباس
٧_۲٥_۳_٤ تجديد اسباب بيت