يادداشت‌ها و توضيحات

شمارهٴ (۱۳۱_۱٤٠)

۱۳۱_ ايّاكم ان تقربوا خزآئن حمّامات العجم ‹بند ١٠٦›

جمال مبارک ورود به خزينه حمّامهای عمومی را که در ايران معمول بود منع فرموده‌اند. رسم متداول اين بوده که تعداد زيادی از مردم خود را در اين خزينه ها می‌شستند و چون آب آنها مدّتی مديد عوض نميشد، بر اثر کثرت استعمال رنگ آن تغيير می‌کرد، متعفّن می‌شد و سبب اشمئزاز می‌گرديد و مخالف بهداشت بود.

۱۳۲_ و كذلك حياضهم المنتنة اتركوها و كونوا من المقدّسين ‹بند ١٠٦›

در حياط اغلب خانه های ايران حوض آبی موجود بود که از آب آن جهت نظافت، شست و شو و ساير امور خانه استفاده می‌کردند. چون آب اين حوضها راکد بود و هفته‌ها عوض نميشد، معمولاً متعفّن می‌گرديد.

۱۳۳_ قد حرّمت عليكم ازواج ابآئكم ‹بند ١٠٧›

در اين آيه مبارکه حرمت ازدواج پسر با زن پدرش تصريح شده است. همين حرمت در مورد ازدواج دختر با شوهر مادرش نيز مجری است. احکامی را که جمال مبارک در باره روابط بين ١٩۳ زن و مرد نازل فرموده‌اند، با در نظر گرفتن تفاوتهای لازمه جزئيّه بالسّويّه در مورد هر دو اجرا می‌‌گردد مگر در مواردی که اين امر غير ممکن باشد.
حضرت عبدالبهاء و حضرت ولىّ امراللّه بيان فرموده‌اند که هر‌چند در کتاب مستطاب اقدس منحصراً حرمت نکاح پسر با زوجات پدر ذکر شده ولی اين دليل بر آن نيست که ازدواج با ساير محارم جايز باشد. جمال اقدس ابهی می‌‌فرمايند که تشريع احکام مربوط به حلّيّت و حرمت نکاح اقارب راجع به بيت العدل اعظم است (سؤال و جواب، فقره ٥٠). حضرت عبدالبهاء می‌‌فرمايند: در اقتران هرچه دورتر موافقتر زيرا بعد نسبت و خويشی بين زوج و زوجه مدار صحّت بنيه بشر و اسباب الفت بين نوع انسانی است.

۱۳٤_ حكم الغلمان ‹بند ١٠٧›

مقصود از کلمه غلمان در اين مورد رابطه جنسی شخص مذکّر با پسران است. حضرت ولىّ امراللّه در تبيين اين حکم فرموده‌اند که مراد تحريم همه نوع روابط جنسی بين افراد هم جنس است. روابط جنسی بر حسب تعاليم بهائی منحصراً در ظلّ ازدواج حلّيّت دارد و بنيان جامعه بشری بر آن استوار است و مقصد از اين تعاليم مبارکه ١٩٤ حمايت و تقويت آن اساس الهی است. بنا بر اين شريعت بهائی روابط جنسی را فقط بين زن و مردی که با يکديگر ازدواج نموده باشند مشروع می‌شمارد.
در توقيعی که حسب الامر حضرت ولىّ امراللّه تحرير يافته چنين مذکور است:
هر قدر عشق و محبّت بين دو هم جنس شديد و خالص باشد، اگر به روابط جنسی منجر گردد نادرست و خطا است و اگر گفته شود که اين روابط کمال مطلوب عشق و محبّت است چنين ادّعائی عذری است نامقبول. حضرت بهاءاللّه هر نوع انحراف و فساد اخلاقی را به کلّی تحريم فرموده‌اند و نيز رابطه نامشروع بين دو هم جنس را علاوه بر آنکه بر خلاف قانون طبيعت است از انحرافات اخلاقی محسوب فرموده‌اند. ابتلا به چنين بليّه‌ای ثقلی عظيم بر روح هر فرد با وجدانی تحميل می‌کند، امّا نفوس مبتلا قادرند که با مشاوره و مساعدت اطبّاء و اراده و سعی راسخ و دعا و مناجات بر اين ضعف و مشکل فايق آيند. (ترجمه)
حضرت بهاءاللّه تعيين مقادير حد زنا و لواط را به بيت العدل اعظم محوّل فرموده‌اند (سؤال و جواب، فقره ٤٩). ١٩٥

۱۳٥_ ليس لاحد ان يحرّك لسانه امام النّاس اذ يمشى فى الطّرق و الاسواق ‹بند ١٠۸›

اين آيه مبارکه اشاره است به عادت بعضی از روحانيّون و رهبران اديان گذشته که از روی ريا و تظاهر و برای ايجاد محبوبيت در بين پيروان خود هنگام راه رفتن در کوچه و بازار به زمزمه ادعيه و مناجات می‌پردازند و قصدشان آن است که به زهد و تقوی شهرت يابند. حضرت بهاءاللّه اين گونه عادات را تحريم نموده و تأکيد فرموده‌اند که آنچه عنداللّه اهميت دارد همانا خضوع و خشوع و خلوص و تقوی است.

۱۳٦_ قد فرض لكلّ نفس كتاب الوصيّة ‹بند ١٠٩›

طبق تعاليم جمال اقدس ابهی احبّاء به نوشتن وصيّت نامه موظّفند و اختيار دارند که دارائی خود را به ميل خويش تقسيم نمايند (يادداشت شماره ٣٨).
حضرت بهاءاللّه در مورد نوشتن وصيّت نامه می‌‌فرمايند: انسان در مال خود مختار است ... قد اذن اللّه له بان يفعل فيما ملّکه اللّه کيف يشآء (سؤال و جواب، فقره ٦٩). مقرّراتی که در کتاب مستطاب اقدس جهت توزيع ارث وضع گرديده راجع به مواردی است که وصيّت نامه موجود نباشد (يادداشت‌های شماره ۳۸ _ ٤۸). ١٩٦

۱۳٧_ الاسم الاعظم ‹بند ١٠٩›

همان طور که در يادداشت شماره ۳۳ توضيح داده شده، اسم اعظم الهی به صورتهای مختلف آمده و ريشه همه آنها کلمه "بهاء" است. بهائيان مشرق زمين صدر وصيّت نامه را به عباراتی مانند يا بهاء الابهی، بسم اللّه الابهی، هو الابهی مزيّن ساخته و از اين راه حکم کتاب مستطاب اقدس را اجرا نموده‌اند.

۱۳۸_ قد انتهت الاعياد الى العيدين الاعظمين … و الاخرين فى يومين ‹بند ١١٠›

حضرت بهاءاللّه در اين آيه مبارکه به عظمت چهار عيد عمده در سال اشاره می‌‌فرمايند. اولين عيد از عيدين اعظمين عيد رضوان است. اين عيد جشن اظهار امر حضرت بهاءاللّه است که در ماههای آوريل و مه سنه ١٨٦٣ ميلادی طىّ دوازده روز توقّف هيکل اقدس در باغ رضوان در مدينه بغداد تحقّق يافت. حضرت بهاءاللّه اين عيد را سلطان اعياد ملقّب فرموده‌اند. دومين عيد از عيدين اعظمين يوم بعثت حضرت نقطه اولی است که در ماه مه سنه ١٨٤٤ در شيراز واقع شد. روزهای اول، نهم و دوازدهم عيد رضوان از ايّام محرّمه امری محسوب است (سؤال و جواب، فقره ۱). يوم بعثت حضرت اعلی نيز از ايّام محرّمه است. ١٩٧
دو عيد ديگر عبارتند از اعياد ولادت حضرت بهاءاللّه و حضرت ربّ اعلی. در تقويم اسلامی که قمری است اين دو يوم متوالی يکديگرند. يوم مولود حضرت بهاءاللّه روز دوم ماه محرّم سنه ١٢٣٣ هجری قمری (١٢ نوامبر ١٨١٧ ميلادی) است و يوم ميلاد حضرت اعلی اول ماه محرّم سنه ١٢٣٥ هجری قمری (٢٠ اکتبر ١٨١٩ ميلادی). به اين مناسبت اين دو يوم ولادت به عيدين معروفند. حضرت بهاءاللّه می‌‌فرمايند: اين دو يوم يک يوم محسوب شده عند اللّه (سؤال و جواب، فقره ۲). و نيز می‌‌فرمايند که اگر اين اعياد با ايّام صيام مقارن گردد، حکم روزه در آن دو روز مرتفع است (سؤال و جواب، فقره ۳٦). نظر به اينکه اساس تقويم بهائی بر تقويم شمسی استوار است (يادداشت‌های شماره ۲٦ و ۱٤٧)، تعيين اين مطلب بر بيت العدل اعظم است که آيا اين دو عيد مولود بايد طبق تقويم شمسی برگزار شود يا قمری.

۱۳٩_ يوم الاوّل من شهر البهآء ‹بند ۱۱۱›

در تقويم بهائی اسم اعظم "بهاء" نام اولين ماه سال و اولين روز هر ماه است. با اين ترتيب يوم البهاء من شهر البهاء روز اول سال نو بهائی يعنی نوروز است که حضرت اعلی آن را عيد مقرّر فرموده و ١٩۸ طبق اين آيه مبارکه به تأييد حضرت بهاءاللّه نيز رسيده است (يادداشتهای شماره ۲٦ و ۱٤٧) .
علاوه بر هفت يومی که در کتاب مستطاب اقدس از ايّام محرّمه محسوب شده است، يوم شهادت حضرت اعلی نيز در زمان حيات عنصری حضرت بهاءاللّه در عداد يکی از ايّام محرّمه بود. بر اين قياس حضرت عبدالبهاء صعود جمال اقدس ابهی را نيز به ايّام محرّمه اضافه فرمودند و به اين ترتيب تعداد ايّام متبرّکه جمعاً به نُه روز بالغ می‌‌گردد. دو روز ديگر نيز که از ايّام متبرّکه محسوب ولی در آن اشتغال به کار ممنوع نيست عبارت از يوم جلوس مرکز ميثاق و يوم صعود آن حضرت است. برای مزيد اطّلاعات به کتاب ﴿عالم بهائی﴾، جلد هجده، قسمت تقويم امری، مراجعه شود.

۱٤٠_ قل انّ العيد الاعظم لسلطان الاعياد ‹بند ۱۱۲›

اين آيه مبارکه اشاره به عيد رضوان است (يادداشت‌های شماره ۱٠٧ و ۱۳۸).