يادداشت‌ها و توضيحات

شمارهٴ (۱٥۱_۱٦٠)

۱٥۱_ و ان تكفّنوه فى خمسة اثواب من الحرير او القطن ‹بند ١٣٠›

حضرت اعلی در کتاب مبارک بيان مقرّر فرمودند که جسد در پنج پارچه حرير يا کتان پيچيده شود. جمال اقدس ابهی اين حکم را تأييد نموده و اضافه فرمودند: من لم يستطع يکتفی بواحدة منهم.
وقتی از حضور مبارک سؤال شد که آيا مقصود از اثواب خمسه مذکور در آيه فوق پنج پارچه سرتاسری است يا ((پنج پارچه‌ای است که در قبل معمول ميشد))، در جواب فرمودند که مقصود پنج پارچه است (سؤال و جواب، فقره ٥٦). ٢٠٥
در آثار مبارکه بيانی که حاکی از طرز پيچيدن جسد در پنج پارچه مجزّا و يا در يک ثوب باشد موجود نيست. در حال حاضر اهل بهاء در اجرای اين امر مختارند.

۱٥۲_ حرّم عليكم نقل الميّت ازيد من مسافة ساعة من المدينة ‹بند ۱۳٠›

مقصود از اين حکم آن است که مدّت حمل ميّت به محلّ دفن، با هر وسيله نقليّه‌ای که اختيار شود، محدود گردد و از يک ساعت تجاوز ننمايد. حضرت بهاءاللّه در اين مورد می‌‌فرمايند: هر‌چه زودتر دفن شود احب و اولی است (سؤال و جواب، فقره ۱٦).
در تعريف محلّ موت ميتوان محدوده شهر را در نظر گرفت. لذا مدّت يک ساعت را ميتوان از سرحدّ شهری که در آن وفات واقع شده تا محلّ دفن حساب نمود. مقصود از اين حکم آن است که شخص متوفّی در نزديکی محل وفات مدفون گردد.

۱٥۳_ قد رفع الله ما حكم به البيان فى تحديد الاسفار ‹بند ۱۳۱›

حضرت اعلی سفر را مشروط به شروطی فرمودند که تا زمان ظهور من يظهره اللّه رعايت شود ولی امر فرمودند که مؤمنين در يوم ظهور ٢٠٦ موعود بيان برای درک لقای او که ثمره وجود و مقصد غائی خلقتشان است ولو با پای پياده سفر نمايند.

۱٥٤_ و ارفعنّ البيتين فى المقامين و المقامات الّتى فيها استقرّ عرش ربّكم الرّحمن ‹بند ۱۳۳›

در باره ((بيتين)) حضرت بهاءاللّه می‌‌فرمايند: بيت اعظم در بغداد و بيت نقطه در شيراز مقصود است هر يک را که حجّ نمايند کافی است (سؤال و جواب، فقرات ۲٩ و ۳۲ و يادداشت شماره ٥٤).
حضرت ولىّ امراللّه در باره المقامات الّتی فيها استقرّ عرش ربّکم می‌‌فرمايند که اشاره به مقاماتی است که محلّ استقرار هيکل مبارک گشته. جمال مبارک ميفرمايند: و مقامات ديگر به اختيار اهل آن بلد است هر بيتی را که محلّ استقرار شده مرتفع نمايند يا يک بيت را اختيار کنند (سؤال و جواب فقره ۳۲). مؤسّسات امری با شواهد و اسناد لازمه اماکن متبرّکه مربوط به حضرت بهاءاللّه و حضرت اعلی را مشخّص و حتّی المقدور ابتياع و تعدادی را به صورت اوليّه تعمير نموده‌اند.

۱٥٥_ ايّاكم ان يمنعكم ما نزّل فى الكتاب عن هذا ٢٠٧ الكتاب الّذى ينطق بالحقّ ‹بند ۱۳٤›

مراد از ما نزّل فی الکتاب آيات و کلمات منزله بر مظاهر الهيّه است و مقصد از الکتاب الّذی ينطق بالحقّ نفس مظهر الهی است.
آيات فوق اشاره است به فرموده حضرت اعلی در کتاب مبارک بيان فارسی که مقصود از "کتاب اللّه" نفس من يظهره اللّه است. در يکی از الواح مبارکه حضرت بهاءاللّه می‌‌فرمايند: قد ظهر کتاب اللّه علی هيکل الغلام.
در اين آيه از کتاب مستطاب اقدس و همچنين در بند ١٦٨ حضرت بهاءاللّه خود را ((کتاب ناطق)) ناميده و امم سايره را انذار می‌‌فرمايند که با استدلال از کتب مقدّسه خويش کتاب الّذی ينطق فی قطب الابداع را رد ننمايند و نصيحت می‌‌فرمايند که مبادا بياناتی که در کتب آسمانی نازل شده سبب شود که از عرفان مقام مظهر ظهور و تمسّک به امر جديد محروم مانند.

۱٥٦_ ما جرى من قلم مبشّرى فى ذكر هذا الظّهور ‹بند ۱۳٥›

اين آيه اشاره به آيات کتاب بيان عربی است در ذکر و ثنای موعود بيان. ٢٠۸

۱٥٧_ انّما القبلة من يظهره الله متى ينقلب تنقلب الى ان يستقرّ ‹بند ۱۳٧›

برای اطّلاع در باره آيه فوق به يادداشت‌های شماره ٧ و ۸ مراجعه شود.

۱٥۸_ لا يحلّ الاقتران ان لم يكن فى البيان و ان يدخل من احد يحرم على الاخر ما يملك من عنده ‹بند ۱۳٩›

اين آيه از کتاب مبارک بيان که حضرت بهاءاللّه نقل فرموده‌اند مؤمنين را متوجّه قرب ظهور من يظهره اللّه می‌‌سازد. حضرت اعلی ازدواج بابی با غير بابی را تحريم و همچنين تعلّق دارائی همسر مؤمن را به شوهر يا زن غير بابی نهی فرمودند ولی اجرای اين دو حکم را به صراحت موکول به ظهور من يظهره اللّه نمودند و حضرت بهاءاللّه قبل از آنکه اين احکام به مرحله اجرا در‌آيد آنها را ملغی فرمودند. جمال مبارک با نقل اين فقره به اين مطلب اشاره می‌‌فرمايند که حضرت اعلی در طىّ اين آيات امکان ارتفاع امر حضرت بهاءاللّه را قبل از امر خود پيش‌بينی فرموده بودند.
حضرت ولىّ امراللّه در ﴿گاد پاسز بای﴾ در باره کتاب مبارک بيان توضيحی می‌‌فرمايند که ترجمه‌اش اين است: در رتبه اولی ٢٠٩ مقصد از اين مصحف آسمانی را بايد وصف و ثنای حضرت موعود محسوب داشت نه آنکه آن را مجموعه‌ای از سنن و احکام ابدی برای هدايت نسلهای آتيه دانست. سپس می‌‌فرمايند: آن حضرت متعمّداً حدود و احکام بسيار شديدی مقرّر داشتند و اصولی اضطراب انگيز وضع فرمودند تا سبب ايقاظ مردم و رهبران دينی از خمودت مزمنه قديمه گردد و ضربه‌ای ناگهانی و مؤثّر و مهلک به مؤسّسات مهجوره عتيقه وارد آورد. و با وضع مقرّراتی بسيار سخت و حاد اعلان فرمود که يوم موعود فرا رسيده يعنی "يوم يدع الدّاع الی شیء نکر" و نيز يوم "يهدم ما کان قبله کما هدم رسول اللّه امر الجاهليّه" (به يادداشت شماره ۱٠٩ نيز مراجعه شود).

۱٥٩_ نقطة البيان ‹بند ۱٤٠›

نقطه بيان يکی از القاب حضرت اعلی است.

۱٦٠_ انّه لا اله الاّ انا الفرد الواحد ‹بند ۱٤۳›

حقيقت مظاهر الهی و کيفيّت ارتباطشان با خداوند متعال در بسياری ٢۱٠ از آثار مبارکه اين ظهور تشريح شده است. حضرت بهاءاللّه در باره فردانيّت و عظمت و جلال مقام الوهيّت می‌‌فرمايند: و چون ما بين خلق و حقّ ... به هيچ وجه رابطه و مناسبت و موافقت و مشابهت نبوده و نيست لهذا در هر عهد و عصر کينونت ساذجی را در عالم ملک و ملکوت ظاهر فرمايد و اين لطيفه ربّانی و دقيقه صمدانی را از دو عنصر خلق فرمايد عنصر ترابی ظاهری و عنصر غيبی الهی و دو مقام در او خلق فرمايد يک مقام حقيقت که مقام لا ينطق الّا عن اللّه ربّه است ... و مقام ديگر مقام بشريّت است که می‌فرمايد "ما انا الّا بشر مثلکم و قل سبحان ربّی هل کنت الّا بشرا رسول".
بنا به بيان مبارک در عوالم روحانی همه مظاهر الهی حکم يک نفس و يک ذات را دارند. جمال الهی از جمالشان باهر و اسماء و صفات حقّ در آنان ظاهر و آنانند مظاهر امر او. در اين مقام می‌‌فرمايند:
و اگر شنيده شود از مظاهر جامعه ((انّی انا اللّه)) حقّ است و ريبی در آن نيست چنانچه به کرّات مبرهن شد که به ظهور و صفات و اسمای ايشان ظهور اللّه و اسم اللّه و صفة اللّه در ارض ظاهر. ٢۱۱
مظاهر الهی که مرايای اسماء و صفات الهی و وسايط وصول نوع بشر به عرفان حقّ و مشارق وحی او هستند به فرموده حضرت ولىّ امراللّه هرگز نبايد آنان را با غيب منيع لا يدرک و ذات الوهيّت يکی دانست. و نيز در باره جمال قدم می‌‌فرمايند که هيکل عنصری حضرتش را که مظهر چنين ظهور اعظم و مهيمنی است نبايد با حقيقت الوهيّت يکسان دانست.
حضرت ولىّ امراللّه در باره مقام بی همتای جمال اقدس ابهی و عظمت ظهور مبارکش می‌‌فرمايند که با ظهور حضرت بهاءاللّه وعود کتب مقدّسه در باره ((يوم اللّه)) تحقّق يافته است:
طبق نبوّات کتب مقدسه يهود ظهور مبارک همان ظهور ((پدر سرمدی)) و ((ربّ الجنود)) است که ((با هزاران هزار مقدّسين)) ظاهر گشته و همچنين نزد ملّت روح مجیء ثانی مسيح است که با ((جلال اب سماوی)) آمده و در نظر شيعه اسلام ((رجعت حسينی)) و به اصطلاح اهل سنّت و جماعت نزول ((روح اللّه)) و به اعتقاد زرتشتيان ظهور شاه بهرام موعود و نزد هندوها رجوع کريشنا و نزد بودائيها بودای پنجم است.
در باره مقام الوهيّت که در همه مظاهر الهی متجلّی است حضرت بهاءاللّه چنين توضيح می‌‌فرمايند: ٢۱٢
اين مقام مقام فنای از نفس و بقاء باللّه است و اين کلمه اگر ذکر شود مدلّ بر نيستی بحت بات است. اين مقام لا املک لنفسی نفعاً و لا ضرّاً و لا حياةً و لا نشوراً است.
و در باره نسبت خود با خدای متعال می‌‌فرمايند:
 يا الهی اذا انظر الی نسبتی اليک احبّ بان اقول فی کلّ شیء بانّی انا اللّه و اذا انظر الی نفسی اشاهدها احقر من الطّين.